ترجمه كرد. يعقوب بن ماهر در 1302، شرح ابن رشد بر ابواب يازدهم تا نوزدهم و پيدايش‌ جانوران را از عربي به عبري ترجمه كرد.
مسائل ـ ترجمه‌ٴ بارتولوميوي مسينايي از يوناني به لاتيني‌، و موسي بن تِبّون از عربي به‌ عبري در 1264.
مابعدالطبيعه ـ ويلهلم موربكي مقاله‌ٴ يازدهم را از يوناني به لاتيني ترجمه و ساير مقاله‌ها را اصلاح كرد. ترجمه‌هاي زير از عربي به عبري صورت گرفت‌: شرح تميستيوس توسط موسي بن‌ تِبّون‌، 1255؛ جامع ابن رشد توسط همو، 1258؛ تلخيص ابن رشد، توسط زرحيه گراتيان‌.
اخلاق ـ هرمان آلماني تلخيص ابن رشد از اخلاق را در 1240، در طليطله‌؛ و خلاصه‌ٴ سوٴالات اسكندر را سه سال بعد، از يوناني به لاتيني ترجمه كرد. بارتولوميوي مسينايي در حدود 1262، اخلاق كبير را از يوناني به لاتيني ترجمه كرد.
تدبير منزل ـ ويلهلم موربكي از يوناني به لاتيني ترجمه كرد.
سياست ـ ويلهلم موربكي در 1260، به خواهش قديس توما از يوناني به لاتيني ترجمه كرد.
ريطوريقا (خطابه‌) ـ ترجمه‌ٴ از يوناني به لاتيني توسط ويلهلم موربكي‌، 1281. شرح فارابي‌ و شرح متوسط ابن رشد ترجمه از عربي به لاتيني توسط هرمان آلماني‌.
بوطيقا (الشعر) ـ شرح متوسط ابن رشد، ترجمه از عربي به لاتيني توسط هرمان آلماني‌، 1256.
در مورد ترجمه‌ها، كه حاكي از نفوذ وسيع ارسطو در افكار فيلسوفان مسيحي و يهودي آن‌ عصر است‌، همين‌قدر كافي است‌. آثار او و شرح‌هاي يوناني و عربي آنها در حكم معدن طلايي‌ بود كه آنان مشتاق اكتشافش بودند. اين تأثير خارق‌العاده را به طريق ديگري هم مي‌توان نشان‌ داد. در بالا خاطرنشان شديم كه در آغاز سده‌ٴ سيزدهم‌، ترس از الحاد فوق‌العاده زياد بود؛ و اين‌ عصر، براي كليسا دوران حساسيت افراطي به شمار مي‌رفت‌. حساسيت چنان بود كه هر خطر فكري ابعاد خارق‌العاده‌اي پيدا مي‌كرد. از اين رو، موجب شگفتي نيست كه شوراي چهارم لاتران‌(1215) آموزش آثار ارسطو را غير از منطق و اتيكا (اخلاق‌) ممنوع ساخت‌. ولي به تدريج با از ميان رفتن ترس‌، و هم‌چنان كه خطرهاي واقعي شناخته مي‌شد، رواج و معرفي اين آثار معتدل‌تر و ملايم‌تر مي‌شد.
آموزش روان‌شناسي (كتاب‌النفس‌) ارسطو را در دانشكده‌ٴ هنرهاي پاريس در 1251، رسميت‌ بخشيد؛ و از 1255، آموزش همه‌ٴ آثار ارسطو، از جمله طبيعيات و مابعدالطبيعه مجاز شناخته شد. اوربان چهارم (پاپ از 1261 تا 1264)، كوشيد تا بخشي از اين آثار را از نو رواج دهد، ولي اين‌ كار را از روي دودلي انجام داد. احتمال دارد او اين كار را با تلقين قديس توما و ويلهلم موربكي‌ كرده باشد، كه در دربارش آنان را ملاقات كرده بود.